تنهایی های بد |
مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم |
اگه انگشتانم خودکار در دست ندارن اگه چشمام در حضورت اشک ندارن اخه بعد خوابم که دیدمت فهمیدم که دزدیدنش … فردا قراره دیدارت تویه این کوچه های خلوت …. به دوراز دلت. دل من باید اتیش بگیری تا بتونی دل ببینی… دلمن باید تنها باشیم به یاد دیونه بازی هاش.اخه دریا دیگه موج نداره واسه ما .. دیگه زمونه دست نداره واسه ما دیگه یار چشم نداره واسه دیدن ما … یادته دل من یادته چشمامو دادم بهش … نه مگه نگفته بودی واسه من تنها می مونی نمیدونستم تنها میمونم از بهترین لحظات ... باشه دل خون بهاتو میخام بگیرم ... دیگه بریدم منتظر یه موج دریام تا بیاد ببره این تنهارو واسه همیشه... همه دیونه بازی هام از روی زخم زبونه.. واسه اینه که اسمم تنها ترینه....
+نوشته شده درسه شنبه 7 خرداد1387ساعت 2:19 PM توسط مهدی تنها ترین تنها | مینویسم باز با چشم خیسم میدونی روزای رفته برام معنی نداره روزای که میخو ندم که میخوام باتو بمونم دل خیسم دیگه کم کم باورم شد که باید تنها بونم میدونی دل خیسم بی تو تنهام که یادگاری مونده از تو این چشم خیسم من همون تنها ترینم که خوندم بعد مرگم هر چی تنهایی توی دنیا منو یادتو میاره میام روزی با این قلم خیسم ........... روی ابرا مینویسم..... هرچند که اینقدر ریزم که ای کاش ...... میام تا سرنوشت رو از سر بنویسم با اینکه از غم دوریت خیسه خیسم ولی باز اینکه تنها ترین تنها منم روی قلبم مینویسم ..... تنها ترین تنها مهدی
+نوشته شده دریکشنبه 19 اسفند1386ساعت 3:49 PM توسط مهدی تنها ترین تنها |
بازم اشکام دنبال بهونه ان نمی دانم چرا عوض اینهمه درد حتما باید تنها شم تا گریه کنم ...بازم توان گفتن ندارم .. توان آنکه بگویم .. من .. تو... چرا . این هوای خفه .. نسیب منو توست... دوریت تنها برای من تبدیل به قطعه ها شده و نمی گزارد تا اسم ات را داد بزنم و باید در قلبم نگه دارم باشد بازم تنها ی را برای تو گذاشتم و نهادم عمر را با اینکه حرفام ادامه داره میگریم تا ببینی که همانم که .............. می گفت : ای کاش میشد سرنوشت را ازسر نوشت ووو ای کاش این دل پر رمزوراز/ نداشت ان همراز +نوشته شده درجمعه 3 اسفند1386ساعت 7:33 PM توسط مهدی تنها ترین تنها | روزای خوب کودکی روزه های که شنیدم صدای ناله های سنگ.... گذشتم از دریای طلسم ....داشتم دنیای و خدای... دنیام پر فرشته....خدام صاحب فرشته.... من هم بازی فرشته.. دلم یه رنگ بود صدام بی خش بود ....چشم ندیده اشک....... سلام ... حالا که بزرگ شدم بی تو تنها میشم.... گفتم از مرداب ... گفتم از فرشته .. نگفتم از دل مهدی.. این به جای خودش خیلی چیزها دیده ....ترسیده موقعی که نباید میدید .. گریه کرده موقعی که باید میخندید..... فرشته من اینهمه ازت خوندم ووو گفتم پس کی میایی.. تنهای را انتخاب کردم چون زمانی که میای تنها با هم با شیم تا اینکه از شدت گریه کردن مردم علت مرگ را کسی جویا نشه
+نوشته شده درچهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 8:5 PM توسط مهدی تنها ترین تنها |
درمرداب دلم .. تو ای فرشته .. با آمدنت زندگی را برایم اشکار... من تنها ترین ..چه بگویم ..شاید... با رفتنت بود که ..دلم مردابی شد.. گفتن لحظه آخر برای من چه ساده... به امید دیدن دوباره رویت.. تنها ترین می شوم و با چهره .... ترسیم شده به وسیله خونم....... چشم به راه بودن برایم عادت.... تو رادر خواب دیدن ......آرزویم... مهدی تنها ترین.....
تنها ترین تنها ها مهدی
+نوشته شده درسه شنبه 30 مرداد1386ساعت 10:11 AM توسط مهدی تنها ترین تنها |
شنبه: با نگاهی عاشقانه مست شدم ! یک شنبه: به او گفتم گرفتارت شدم! دو شنبه: همچو لیلی عاشق صحرا شدم! سه شنبه: بی وفایی کرد ومن گریان شدم. چهار شنبه: اسیر هجرانش شدم! پنج شنبه: او رفت ومن در عاشقی فانی شدم! جمعه: بی او تنها شدم واز تنهایی مردم !!
مهدی تنها ترین شدم
+نوشته شده دردوشنبه 29 مرداد1386ساعت 7:35 PM توسط مهدی تنها ترین تنها | تنها تورا طلب کردم ........ من از دنیا تورا طلب کردم ............من از خدا تورا طلب کردم ........ من با این خواسته هایم نمی گذارم چیزی که تنها برای من مانند حیات دوباره من در لحظه گرفتن اون نگاه پاک....... در لحظه های که در رویا هایم مانند انکه ان هارا در یک صندوق چه نهادم و این صندوق به وسیله دعاهایم از در گاه خداوند در امان خواهند ماند تا به وسیله دستان تو تنها یی تنها به وسیله تو باز شوند و.......... انگاه که ان را باز کردی بدان که شاید این تنها شاید در تنهایی دیگر و به دور از تو در جای دیگراسیر تنهایی شده ودر کار ان است که برای یک بار هم که شده تنهای تنها ان نگاه ساده و بی ریا تو را به یاد اورد شاید بااین کار که تنها در ان لحظه از پس ان بر میاید بتواند با آن کمی از این غم ها که شاید در دل های فراوان یافت شوند که باز همین ها هستند که شاید در لحظه ایی که باید جواب خیلی ها را بدهی ..... در آن لحظه ها حرف های را می زنی که هیچ گاه گوش هایت آن ها را از دل های دیگر نشنیدهخ باشد ... می دانید که این حرف های دل است که با ارزش ترین گفته هادر طول عمر است وووووووو ......... در طول عمر مان به خیلی ها بی احترامی می کنیم در تنها یی هایمان با آن بازی های فکرمان با آن خیال پردازی ها که تازه بیان اشکار شدن و بیرون امدن حرف هایمان تنها برای خود مان است واگر هر چه بیشتر به نگاه های تو فکر می کنم بیشتر عذاب میکشم که شاید الان با تمام ان همه زیبایی که ار مغان زندگی من است ............ غم گین تر از من باشی ... ولی بدان اگر من نیز مانند قهر مانان قصه ها می توانستم به وسیله یه کبوتر برای تو شاید اگر چنین پرندهای که پیام عاشقان را برای معشوق دیگر که مجود در موجودیت دل ها ست می توانست یه قطعه از دلم که متعلق به توست را براید بیاورد که شاید این یک تکه در تنهای هام امید به وصال تو باشد و در ارزئی انم که شاید با گر یه هام بتوانم در لحظه های تنشگی برایت یک ساقی شوم که با این بهانه بتوانم دست هایت را لمس کنم و آن ارامش وعده داده شده برای عاشقان در ساعت حضور در کنار معشوقه می گویند لحظهای که ادم تنهای تنها نیست ان لحظه است که در حال عبئر از مرز زمان است ای کاش می توانست ان مرز را بشکن ... ولی باز در نهایت برای انکه کمی تورا داشته باشم تنها در جایی که کسی پا در ان نگذاشته بروم و تنها برای خودم یک گل زیبا داشته باشم و آن قدر منتظر ت می مانم و تنها یی میکشم تا آن که بوی خوش ان کسی را که با درونم پیوند خورده حس کرده و تنها با اشاره به گل به چشمانت حتی اگر حاضر به دیدنم نباشی ... تقدیم کرده و می روم و مجددا با تنها ی اغاز میکنم ............... تنها می مانم با ان خاطره دیدار دست در زیر زانو گرفته .. سر در بغل گرفته .............................................. چشمان قرمز از گریه می مانم ...... تنها ترین ها امید را از دست ندهید .....
باز دوباره انگشتانم برای انجام کارها باید به دنبال چیزهای باشد که شاید انها ارزش بیان نداشته باشند ووووو ................ولی تنهای چیز دیگری است این نوشته را در تنهای برای شما ها که شاید مانند من درد تنهای را کشیده باشید و شاید هم تنها درد ان را در قصه ها شنیده باشید مانند تنهایی سیندرلا ووو تنهای شاهزاده قصه در قصری و در انتظار رسیدن ناجی خود می باشد ..... اشکهایی که در دل دارم را نمی توانم پنهان کنم و اطرافیان از آن چه در دل دارم را به راحتی دیدن چبزهایی دیدنی و زیبا و جذاب که انهارا در هر حال مست می کند و لذت را برای انها به ارمغان اورد ........ دل من میخواهد تمام جاده های تنهایی را زی پا بگذارد ولی شاید این هدف برای من و اون چیز محالی باشد ولی من یک روز این کار را انجام خواهم داد و به تمام عاشقان پیام رسیدن یک پروانه از معشوقه هارا فریاد می زنم .. و انچنان بال های را توصیف می کنم .............................................................................................. عاشقان می دانند که وصال به یار چنان سخت است که جان خود را نیز در راه ان از دست خاهند داد وووو و ولی عاشقان تنها چیزی را که به یار می دهند جانشان است و تنها با فکر دراین که این گونه کار ها از دست افراد مست بر می اید ولی من می گویم که عاشقان را نباید با دیگر افراد مقایسه کرد چون حتما این مقایسه به ضرر انها است و خود انها نیز در ابتدای را ان را درک می کنند وپا در این راه می گزارند با اینک با امروز 33روز می شود که دیدن یار نکرده ام چهره ام مانند آن کسی است که به او گفته اند حق عاشق شدن ندارد ... واقعا در دنیا افرادی وجود دارند که حق عاشق شدن نداشته باشند ؟........................................... اعتماد کردن به دو چشم تنها در افراد محقق پذیر است که سختب را چشیده باشند و تنهایی را برای خود اولین چیز ارمغان زندگی بدانند ولی من خود نیز این را به عنوان غایت نمی دان غایت انست که در موقع دیدن اشک هایمان دست های پر برکتش را به سویمان دراز میکند و زندگیی کهدر ان تنها عاشق بودن معنا داشته باشد و زندگی به نحوی پیش برود که مانند یک برنامه ربزی نباشد که حتما باید سر صبح بیدار شوی و به سوی چیزی بدوی ودر نهایت در آخرین لحظات در تنهایی ها نمی توان زندگی را از سر گرفت چون در تنهایی هایم زندگی را ساخته هم پس نمیتوان گفت نکوهش زندگی در تمام لحظاتم من ..... من ....من ... من خواهم گفت که در تنهای هایتان زندگی را برای خود به ارمغان اورید از گفتن حرف های تکراری باید درک کرد که زندگیواقعا برای من و اشک هایی من مانند دریایی برای تو خواهند بود که حتی در آن نمی توانی به وسیله دست ها و پا هایت زندگی را برای خود حفظ کنی ............................................................................................... گفتن کلماتی مانند قصر برای من وووو وو تنها ی حتی اگر چشمانم بسته شوند باز آن صدای تو و نگاه های بی معنا برای من ... کلماتم که توانایی بیان این همه همهمه را برای من ندارند ........ تنها ... تنها ... تنها این را دردل دارم ............... شعر هایم را با خود ببر به آنجا که شاعران و عارفان در تنهایی برای دل خود شعر می گویند نه برای هدایت بشریت............و رساندن پیام انسانیت........... من نمی توانم اشک هایم را در قالب چند کلمه برای شما ها بیان کنم.. بنابراین علت این جمالت نامفهوم این لغزش اشک هایی من است...... ........................................................................................... این هارا به خاطر بسپار که عمر من نیز ... در گذر است پس ای تو دوست عزیز دیگر از من تقاضای بیان این کلمات نامفهوم را نمی کنید در تنهایی دیگر منتظر من باشید ..................................................... تنها ترین
راستش شاید ما دیگر نتوانیم حقی را که باید بدهیم ...... از شما دوستان عزیز خواهش می کنم که برای سبک تر شدن به هم حرفهایی دل را بگوییم..............
+نوشته شده درشنبه 20 مرداد1386ساعت 2:16 PM توسط مهدی تنها ترین تنها |
از تنهای گفتن و تنهای خواندن هرگز خسته نشوید که تنها در این صورت است که به دیکران محتاج نمی شوید .. به کسانی که نباید محتاج شوید………………. انقدر در تنهای ماندن نیز انسانیت را از بین می برد و انسان را دچار مشکل می کند کاری که نباید انجام دهی کاری که در سن تو در هیچ جای دنیا خوب اعلاو نشده و راهی برای ورود به دنیا یی پر از نجاست می باشد پس کسی که تنهای را باور نکرده باشد هرگز به اوج لذت تنهای پی نخواهد برد .. با دل بستن به اعمالی که تنها او را برای چند لحظه به اوج می برد ودر عوض در زمان محشر دیگر تنها هیستی و تمام ادمیان حاضرند و پیکر تو را دیگر تنها نمی گزارد تا ابد…. تنهای هایم را با کسی تقسیم کردم که ارزش ان را داشت وتنها به خاطر یک علت اشکار که هرگز برای کسی بیان نمی کند و قول داده که بیان نکند … …. این علت پس از اشکاری در لحظه اول اشنای بود وان علت را فراموش کردیم و بزرگان ان را فراموش نمی کنند و مانند یک پوتک در سرمان می خواهند بکوبند و با اینکه هرگز با هم سخن نگفتیم ولی حرف هایمان برای هم اشکار است…. :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: بستر خواب بستری که برای خواب انتخاب می کنیم "بر کیفت خواب ما تاثیر زیادی دارد . بستر ظرف خواب ماست : پس به آن بی توجه نبا شید نکاتی را از کتابی انتخاب کرده م را بیان می کنم ::::::::::::::::::::::: 1. بستری انتخاب کنید که نه خیلی سفت و محکم باشد و نه خیلی نرم وقطور اگر بستر خیلی سفت باشد. احساس ناراحتی می کنید . دیرتر به خواب می روید و....... اگر بستر بیش از حد نرم باشد باعث انحنای ستون فقرات و ایجاد درد خواهد شد 2. در مورد بالشت خود نیز دقت زیادی را به کار برید ................... 3 از اعضای خانواده بخواهید که بستر شان را خودشان پهن کنند خوابیدن یک مراسم ویز است ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: حیا را در زمان خواب رعایت کنید :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
ستاره ای من .. شقایق من........ صبور و مهربونی ..... با قلب عاشق من گل نازم شقایق من ..... دوست دارم .. شقایق من دو چشمات قاصد بارون ........... نگا هت حرم تابستون یه عمره عاشقت هستم گل نازم ....... شقایق من تو خورشید همه روزوم ........ تو مهتابی تویی شبهام بذار دستا تو ت دستام .... گل نازم گل نازم................ شقایق من............. دوست دارم ......... شقایق من در وقت بی کسی هام تو چاره ساز منی......... تو نیاز منی ......تو وقتی بی کسی ها چاره ساز منی ......................... غزل بانو.... نگاه تو ............. امیده زندگی داره منو اروم نمی زاره گل نازم غزل بانو... غرور من توی سنگ صبور من........... تموم شوق وشوره من گل نازم............ ..........دوست دارم ... شقایق ...من تویی گل نازم شقایق من ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: نمی دانم که اعتماد کردن واقعا تنها راه برای سپردن دل و چشمی که برای من اهمیتی دارد که هرگز نمی خواهم از دست بدهم ولی باز هم نمی دانم که چرا فقط من واون تنها راه دیدنمو همون سر صبح باشد چرا من باید با اون حالت با اون اشنا بشم وو مانند یک فرشته با چشم های سیاه و زیبا این دیونه عاشق تنهی را به یک بی قرار که تنها منتظر صبح شدن و حرکت تنها به خاطر دیدن ش در ان ساعت و... ولی خودمونی ها .. تحویل مون نگرفت ولی خودش و خیلی بد جور لو داد و برای سه روز خبری ازش نبود ولی من پیداش کردم و فهمیدم با با من خیلی خرم که تا حالا نفهمید م منظورش از این همه بد خلقی چی بود ....................؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بزگترین آرزوام اینست که کوچک ترین آرزویت باشم...........
+نوشته شده درسه شنبه 26 تیر1386ساعت 5:41 AM توسط مهدی تنها ترین تنها |
+نوشته شده درجمعه 22 تیر1386ساعت 6:19 AM توسط مهدی تنها ترین تنها | تقسیم بندی تنهای تنها در تنهای هایم به فکر تنهای هایت می باشم و نمی گزارم که غم تنهایی تو را تبدیل به یک .... تک پر تبدیل کند و هر که بخواهد تو را از بودن در تنهایی هایم بگیرد نفرین تنهاییان را بر او می خوانم و نخواهم گذاشت که تنها دل گرمی من که تنها بودن و در رویای در کنار تو بودن را از من بگیرد و نمی گزارم که یک بی وفا عشق تو را از من بگیره ... بگو دوستم داری تا تو را در تنهای هایم شریک کنم قبل از انکه تو را شریک خونم کنم ..قبل از انکه تورا در رویاهایم تنهادر کنجه دل و قفسی که از ان ساخته ای جا بگذارم ..و به امید رسیدن به جاودانگی در تنهای ها ..به این دلیل این گونه تو را خواندم که این گونه بیان برایم تازه گی دارد و من درتنهای هایم ملکه ی رویاها نهادم و نمی گزارم که مانند رسم داستان ها ملکه بعد از دیدن رنج تنهای از تخت پادشاهی پاین امده و برای رسیدن به دنیای که در ان همیشه یه ملکه باقی می ماند و نابود شدنی نیست ...و تا دعوت محشر باقی می ماند و نمی گزارم که عشق در تنهای رنگ بدی به خود بگیرد پس دوست بدار کسی که تورا دوست دارد و برای یک لحظه با تو بودن قصری را که در تنهای ساخته است و سقف ان که پوشیده شده از تمام خوبی هایست که در تنهای بدست امده وو چسب ان برگرفته از خون ات می باشد را ویران می کند پس من برای جواب به او هر انچه در تنهای هایم نسیب من شده را بعنوان پیشکش می اورم ...راز موجود در تنهای هایم را برایش اشکار می کنم... و امید و عهد خونی مبنی بر بودن تا دستور خداوند را براش به ارزونی می برم ...... تورا با تمام تنهای هایت دوست دارم وو ووو وووو وووووو تنهای را برای اهل من به ارغوان خاهی اورد و در مقابل کار تو من مانند دیوانه ای که تنها تورا می شناسد فقط بعلت دیدنت در تنهای ::::::::::: mehdi sanee:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: هر روز بخوانید : خداوندا "مرا بیامورز که به تو عشق ورزم>>>>مرا متبرک کن تا شب وروز بر دامان نیلوفرین تو تعمق کنم.... ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: به یاد بسپارید:اگر بدن ها قافله عشق را به بستر اغراض راهنمایی کنند عشق تحار خواهد کرد ! ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: به خاطر داشته باشید :اکر می خواهید به هر چه دست می زنید طلا شود ودر همه امور زندگی کامیاب شوید . لبریز از عشق و محبت باشید ! :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: Mehdi sanee ::::::::::::::::::انگیزش و ارامش به هنگام "هر دو مفیدند. این اندیشه را که الکل "آرامش افرین است . احمقانه بدانید ! ::::::::::::::::::: بزگترین جلوه ی جهل و نادانی انسان نپذیرفتن دانسته های دیگران درباره چیزی است که خود سر رشته ای از ان ندارند :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: تفاوت گل زیبا و علف هرز در داوری و قضاوت شما نهفته است ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: کسی شما را یرای خشمناک شد نتان مجازات نمی کند . همین خشم است که شمارا به کیفر می رساند!!!!!! ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: زنده ماندن یعنی دوباره و دوباره به دنیا امدن :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: گاهی با انگشتت یک کمی ماست یا خامه به صورت دوستت بما ل به خندها ش می ارزه Mehdi sanee :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: بدانید که برندگان امروز بازندگان دیروزند !!!! :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: نمی توانید دیگران را مجبور کنید تا شما را دوست داشته باشند ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: به یادیسپار : زندگیت تنها جایزه توست. آن را به صورتی سپری کن که ارزش مردن داشته باشد :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: تحصیل اماده شدن برای زندگی نیست . تحصیل خود زندگی است . :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: کسانیکه نمی توانند گذشته را به یاد اورند. محکومند که ان را تکرار کنند. :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: فراموش نکن انچه را در دیگران می بینی در خود نیز داری!!!!! ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: اگر در لحظه خشمگین شدن صبور باشی. از صدها روز اندوه در امان می مانی !!!!! ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: Mehdi sanee ا::::::::::::::::::::::::: انسان های بزرگ دو دل دارند: :::::::::::::::::::::::::: 1- دلی که درد می کشد و پنهان است ! |